از مالیات شهروندی تا رفاه شهروندی

از مالیات شهروندی تا رفاه شهروندی

از مالیات شهروندی تا رفاه شهروندی

 

پرداخت مالیات، تکلیفی است از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی، اما انتظار دریافت خدمات دولتی و رفاهی؛ انتظاری متقابل از سوی آنها در ازای پرداخت مالیات است. وضعیت این توازن در عمل، چگونه است؟ آیا با تحقق آن، می توان انتظار تحقق اهداف مالیاتی را داشت و در صورت عدم حصول بدان؛ می توان مالیات گریزی و فرار از پرداخت آن را، منتفی ندانست؟ دولت تا چه حد، خود را متعهد به ” رفاه شهروندی” دانسته و در ازای پرداخت مالیات از سوی مردم و شهروندان، نسبت به ارائه خدمات دولتی مناسب و موثر در جهت تامین روزافزون و “نهادینه شدۀ رفاه شهروندی” بر می آید؟ و یا در صورت عدم تحقق این مهم، زمینه قانون گریزی و فرار مالیاتی و اخفای درآمدی نیز در عمل، فراهم می گردد؟!

مالیات در هر نظام اقتصادی، از مهمترین ارکان آن نظام، تلقی می گردد. گسترش و تنوع فعالیتهای اقتصادی از یک سو و نقش رو به افزایش دولتها از سوی دیگر، در جهت ایجاد و گسترش خدمات عمومی، تامین اجتماعی و گسترش تعهدات دولت در عرصه های اقتصادی و اجتماعی و تلاش در جهت تحقق رشد اقتصادی و توزیع عادلانه درآمد، پرداخت و دریافت مالیات را به مساله ای مهم و تاثیرگذار تبدیل کرده است.

بی شک، خواه یا ناخواه و مستقیم یا غیر مستقیم، همگی درگیر مسله ای به نام مالیات هستیم. تعاریف متعددی از مالیات داریم، اما در تعریفی کلی که بسیاری از فعالان در آن اتفاق نظر دارند، عبارتست از:

مالیات پرداختی است بلاعوض در راستای دریافت خدمات از دولت

از این رو، در بلاعوض بودن این پرداخت، صرف نظر از قابل استرداد بودن برخی از پرداخت ها به موجب قانون هیچ شکی نیست. دریافت خدمات از دولت ها، عبارت نام آشنایی است، این امر فارغ از پرداخت یا عدم پرداخت مالیات، یکی از وظایف دولتها بوده که از حیث تامین رفاه و نیازهای عمومی جامعه در دستور کار قرار می گیرد. با این وجود، نوعا جهت هرگونه اقدامی، فاعل عمل تحت تاثیر یک سری عواملی قرار می گیرد، که هرکدام به خودی خود می تواند نقش مثبت یا منفی در فعل مورد نظر ایفا کند.

دستاورد علم حسابداری در دو عبارت سود یا زیان خلاصه می شود. هر هزینه ای که اشخاص انجام می دهند در راستای نیل به اهداف از پیش تعین و تبین شده ایست که با سود مورد نظر هدف گذاری شده است و حال، امکان دستیابی یا عدم این مهم هم وجود دارد؟ فارغ از این موضوع، هر پرداختی که توسط مردم به دولتها انجام می شود با امید دریافت خدماتی شایسته و مناسب است که سرانجام، بر کل جامعه تاثیر خواهد گذاشت. در این بین بعد فرهنگ جامعه که در نتیجه اقدامات و خدمات دولتی برآیند مشخصی داشته و در پرداخت یا عدم پرداخت مالیات توسط مودیان تاثیر به سزایی خواهد داشت.

در این میان، عمده مواردی که به شرح زیر باید مد نظر وصول کنندگان مالیات قرار گرفته و همواره محلی برای چالش باشد، به شرح ذیل قابل یادآوری است:

  • سازمان امور مالیاتی و بالخص دولت، در توزیع عادلانه درآمد و شناخت و آگاهی کافی در این زمینه اقدامی قابل توجه انجام داده است یا نه؟ (مثلا گزارش های سالانه ازاقدامات انجام شده از محل وصولی ها)
  • آیا اساسا، عملکرد دولت آرامش خاطر اولیه ای را در مودیان مالیاتی بوجود آورده است که وجوه دریافتی از ایشان صرف رونق و آبادانی کشور و ” رفاه شهروندی و مالیاتی” می شود؟
  • نقش نخبگان و روشنفکران و رسانه های گروهی در راستای آموزش و ترویج فرهنگ پرداخت مالیات چقدر سهیم هستند؟
  • آیا برای رفتارهای خلاف هنجار مودیان مالیاتی(بعضاٌ، کتمان درآمد و فرار از مالیات) چاره اندیشی فرهنگی انجام شده است؟ صرفاٌ، وضع قوانین امره راهگشای این امر نخواهد بود. وقتی پرداخت به صورت بلاعوض و در راستای اهداف همدیگر باشد، قاعدتاٌ، عدم میل باطنی پرداخت کننده مشکلات بسیاری بوجود خواهد آورد که مسیر وصول نیز به تبعیت از ان وقت گیر خواهد شد.
  • آیا اقدامات و خدمات دولتها از این محل،توانسته انگیزه و تمایل و رغبت مودیان مالیاتی را در پرداخت هر چه صحیح مالیات تامین کند؟ و بسیاری سوالات و ابهامات موجود دیگر…

به عبارت دیگر، وقتی هدف گذاری و سیاست های کلان کشوری بر پایه منبعی به نام مالیات پایه ریزی می گردد، می بایستی اصول و مقدمات وصول توام با تامین امنیت روانی جامعه نیز فراهم شود. بی شک، اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم و الصاق و اصلاح موادی از آن در سال گذشته، بسیار حایز اهمیت و قابل تامل است. روح قانون مالیاتهای مستقیم در اصلاحیه ۹۴/۰۴/۳۱ روشن و در راستای آرمان “عدالت مالیاتی و مودی محوری” است. (لازم به ذکر است نگارنده یکسری معافیت های بی دلیل و بدون پشتوانه علمی و اقتصادی در نظام مالیاتی ایران را که بخش عظیم اقتصاد ایران نیز متکی به آن است را مد نظر قرار نداده است. در حقیقت یادداشت مربوطه بدون در نظر گرفتن معافیت های خارج از قانون علمی و اقتصادی تحریر شده است. چرا که در صورت دخیل دانستن این موضوع در مطلب مورد نظر رقابت و رضایت بی معنی و بی مفهوم است.)

بی ضابطه بودن تشخیص، یکی از مشکلات اساسی قانون قبلی بود که سبب فاصله بین سازمان امور مالیاتی و مودیان محترم نیز شده بود! درآمد مشمول مالیاتی، به صورت علی الرس از سوی سازمان امور مالیاتی تعیین و مودی در فرایند رسیدگی می بایستی، اثبات می کرد که فاقد چنین درآمدی است و بر خلاف قواعد عمومی حقوقی به مانند ” البینه علی المدعی” یا “قاعده نافی را نفی کافیست“، نیز بوده است! بدین ترتیب، تعیین درآمد مشمول مالیات بر پایه ی برآورد ذهنی و حرفه ای و باتوجه به سابقه پرونده مالیاتی، مشخص ترین و اصلی ترین مشکل و معضل قانون قبلی بود که خوشبختانه، در اصلاحیه جدید، این عبارت و مواد مرتبط اصلاح شده است. هر چند از نظر نگارنده، روش محاسبه مالیات بصورت علی الرس؛ بخش جدایی ناپذیر نظام مالیاتی ایران است و حتی، با وجود حذف این مهم، قطعا با امعان نظر از برخی قوانین اصلاحی و الحاقی، رکن پیدا و پنهانِ وصول مالیات در قالبی جدید نیز خواهد بود.

با این وجود، اقدامات مثبت دولت برای افزایش نگرش مُثبت مالیات دهندگان و تعهد به نظام مالیاتی و پرداخت مالیات و در نتیجه، تمکین مالیاتی همواره مد نظر بوده است. در همین رابطه، یکی از مهمترین دلایل روانی اجتماعی انتظار همکاری متقابل است. روابط متقابل مُثبت، انگیزه برای هم نوع شدن با کسانی است که برای ما هم نوع شده اند. رفتار مُثبت از دولت نسبت به مالیات دهندگان، احتمال تمکین مالیاتی را افزایش خواهد داد و مردم زمانی نسبت به پرداخت مالیات رغبت نشان داده و آن را داوطلبانه خواهند پرداخت که نسبت به دستگاه مالیاتی اعتماد پیدا کرده و به این باور برسند که مالیات پرداختی آنان عیناً، در جهت حفظ منافع ملی و افزایش سطح رفاه آنان و “رفاه شهروندی”  هزینه خواهد شد.

در یک بیان کلی، مودیان مالیاتی زمانی مشتاق و راضی به پرداخت مالیات مقرر خواهند بود که به باور مالیاتی رسیده باشند، لذا ایجاد باور مالیاتی و اعتمادسازی از رویکردهای مهم دستگاه مالیاتی کشور و در راس آن، دولت می‌باشد و مهمترین روش برای افزایش میزان و درجه باور مالیاتی، عملکرد بهینه دولت در جهت “رفاه شهروندی” ناشی از پرداخت مالیات و ارائه خدمات نهادینه شده و رضایت بخش دولتی در سطوح مختلف و متعدد خواهد بود که امید است با توجه به اصلاحات انجام یافته در قانون نیز تحقق یابد.

در پایان مطلب و در راستای تحقق اهداف سازمان و البته، پرداخت کنندگان مالیات و تعامل هرچه بیشتر و بهتر در این بینو با توجه به نقش عواملی، از جمله میزان اعتماد به دولت، اعتماد به هزینه کردِ مالیات در جهت افزایش رفاه اجتماعی، پیاده شدن عدالت اجتماعی در جامعه و …که دارای تاثیر معنادار بر تمکین مودیان مالیاتی نیز می باشد، به تصمیم‌گیرندگان و سیاست گذاران کلان، به ویژه سازمان امور مالیاتی، پیشنهاد می شود؛ همواره در صدد ابهام زدایی از عملکرد دولت و سازمان امور مالیاتی و جلب اعتماد مودیان مالیاتی نسبت به متولیان امور مالیاتی باشند تا به این ترتیب بر میزان تمکین مالیاتی افراد و رضایت در پرداخت توسط ایشان افزوده شود، و الا ماحصل صحبت، تکرار مکررات خواهد بود و صد البته، خود کرده را نیز تدبیر نیست!

اشتراک گذاری پست